|
از هفدهم تا 22 بهمن 57، ایران یکی از دوره های استثنایی تاریخ سیاسی جهان را گذرانید. در این ایام، دو دولت در یک مرکز و بدون هیچ گونه مرزبندی مواجه بودند. دولتی که پشتوانه و عامل مشروعیت خود را از دست داده و از قدرت نظامی محروم گشته و با انقلابی عظیم روبرو بود. و دولتی دیگر متکی به رهبری انقلاب توده های میلیونی مردم که به جای قدرت نظامی، تنها به ارتش مردم وابستگی داشت. با وسعت یافتن دامنه های انقلاب، قرار بر این شد که سران ارتش پهلوی، دست به کودتا زده و با به دست گرفتن قدرت، انقلاب مردمی را سرکوب سازند. از این رو از ساعت چهار بعداز ظهر روز 21 بهمن 57، حکومت نظامی اعلام شد. پس از اعلان حکومت نظامی، حضرت امام خمینی (ره) اعلام کرد که مردم به حکومت نظامی اعتنایی نکنند. مردم نیز همچنان به یورش خود به مراکز دولتی و نظامی و انتظامی ادامه دادند و تقریباً تمام این مراکز با اندک درگیری و مقاومت، تسخیر شد و به دست مردم افتاد. این درگیری ها در روز بعد نیز به شدت ادامه یافت و در این روز هزاران زن و مرد و پیر و جوان، هر یک به اندازه توان خود برای سرنگونی نهایی رژیم ظلم و جور، کوشش کردند. آنها با سنگربندی در خیابان ها، سینه سپر کردن در برابر تانک ها و با فداکاری و جانفشانی، انقلاب را به پیروزی رساندند. نه فقط در تهران، بلکه در تمامی شهرهای ایران، درگیری مردم با بقایای رژیم شاه جریان داشت. هنگامی که خبر حرکت نیروهای نظامی از شهرهای مختلف ایران به سمت تهران برای سرکوب قیام مردم پخش شد، مردم شهرهای مسیر به درگیری با نیروهای نظامی پرداختند و با بستن راه، مانع حرمت آنها به سمت تهران شدند. برخی از فرماندهان رده بالای ارتش در این درگیری ها به دست مردم کشته شدند تا سرانجام، ارتش، بی طرفی خود را اعلام کرد. روز سرنوشت فرا رسید و در 22 بهمن 1357، نظام پوسیده ستمشاهی فرو ریخت و ریشه های فاسد دودمان سیاه پهلوی از این کشور اسلامی کنده شد. مبارزه پانزده ساله ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی (ره) به ثمر رسید و با سرنگونی نظام 2500 ساله شاهنشاهی، انقلاب شکوهمند اسلامی ایران پیروز گردید.
۲۶ دی ماه دگربار از راه رسید و خاطره شیرین فرار ننگین "محمدرضا پهلوی"، شاه خائن ایران در سال ۱۳۵۷ را در اذهان نسل پرشور و ایثارگر انقلاب زنده کرد. بعضی از تحلیل گران خارجی سال 1975، یعنی اواخر سال 1353 و 9 ماهه ی اول سال 1354، را نقطه ی آغاز افول قدرت شاه در ایران می دانندشاه با اعلام یک سیستم تک حزبی در اسفند 1353، حکومت مطلقه خود را بر کشور تثبیت کرد، آشتی با عراق و امضای قرارداد حل اختلافات دو کشور که براساس بیانیه ی الجزایر تنظیم شده بود، به نگرانی های ایران از مرزهای غربی خود خاتمه داد، روابط ایران با همه ی کشورها اعم از شرق و غرب توسعه یافت و سیل سران و دولتمردان خارجی، برای بهره گرفتن از خوان نعمتی که بر اثر افزایش ناگهانی درآمد نفت در ایران گسترده شده بود، به ایران سرازیر شد در فوریه ی سال 1976، یعنی در زمان حکومت فورد و یازده ماه قبل از آن که کارتر وارد کاخ سفید بشود، یک هیئت تحقیقاتی از طرف سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) به سرپرستی «ارنست اونی» گزارشی درباره ی خاندان سلطنتی و ساختار حکومت در ایران تهیه کرد که در تیراژ محدودی در مجموعه ی نشریات محرمانه ی سیا چاپ و بین مقامات سیا و بعضی مقام های بالای امریکا توزیع گردید
درحالي كه دولت بختيار درباره نحوه جلوگيري از ورود امام خميني به ايران هنوز مشغول رايزني بود، امام آماده بازگشت به ايران شدند. ايشان پيش از اينكه عناصر وابسته به رژيم پهلوي در جهت جلوگيري از ورود ايشان به ميهن حركتي كنند، بااعلاميهاي راه توطئه را بستند و اعلام كردند به رغم بسته بودن فرودگاهها و پخش شايعاتي براي جلوگيري از اين سفر، ايشان هر زمان بخواهند به ايران مراجعت ميكنند. كميته استقبال در تهران برنامه مفصلي براي استقبال از ايشان تهيه ديد. بازماندگان رژيم پهلوي ، بازگشت امام را به مصلحت خود نميدانستند، درحالي كه مساله مراجعت رهبر به سرعت در راس همه خواستهاي ملت قرارگرفته و به نخستين درخواست اجتماعات و تظاهرات عظيم مردمي تبديل شده بود. مسجد دانشگاه تهران به مركز ثقل اين تقاضا تبديل شد. تحصن دانشگاهيان و علما در دانشگاه تهران مبارزه را شديدتر كرد. سرانجام اين تحصن و ديگر حوادث روزهاي بعد، دولت بختيار را مجبور به تن دادن به درخواست مردم وگشودن فرودگه کرد. درست در آخرين ساعات روز 9 بهمن ماه سال 1357 ناگهان بختیار اعلام کرد که فرودگاه برای ورود « آیت الله خمینی » باز است . به گفته بختیار او نمب توانست مانع بازگشت یک تبعه ایرانی به کشورش بشود.
دهه فجر ، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست كه گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین كننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی، در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس میكردند كه فاتحینی هستند كه بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع كردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام، مردم و استعمارگران به كار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است كه خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه كرد. در مذهب ما، احساسات، گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید كلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه كند كه یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد.
منبع:
در حوالي امروز- راديو ايران به مناسبت ايام ا... دهه فجر ويژه برنامه هايي را با عنوان «صداي صحنه»، «نماي نزديك ويژه سينما»، «راديو انقلاب»، «سايه روشن»، «انقلاب در سي نگاه» و «سي برگ زرين» تهيه وتوليد كرده است كه در ايام دهه فجر از اين شبكه پخش مي شود.
این روزها در تلویزیون و رسانه ها تصاویر قتل عام اهالی غزه را می بینید.صورتهای سوخته ،کودکان گریان و مادران عزادار بر مصائب اهالی خانه هم چنان وجدان ها را می آزارد. پس از دیدن صحنه های کشتار فجیع مردم غیر نظامی به ویژه زنان و کودکان غزه به دست نظامیان صهیونیست شاید این سوال هم برای شما به وجود می آید که آیا مگر این نظامیان انسان نیستند؟آیا فطرت بشری در آنها به کمترین میزان وجود ندارد؟ کدام دین،آیین یا ایدئولوژی انجام چنین جنایان جنگی را برای آنان مباح می شمارد؟آیا آنان احساس ندارند؟کدام سیستم تعلیم و تربیت و کدام مبانی فکری در جهان مدرن و عصر حقوق بشر به فرد اجازه می دهد علیه غیر نظامیان دست به کشتار زد؟ما در این نوشتار به دنبال پاسخ به این سوالیم. برای پاسخ به این سوال باید به این نکته اشاره کنیم که اگرچه نخبگان سیاسی اسراییل می کوشند نظام خود را لیبرال و سکولار معرفی کنند،اما واقعیت آن است که ایدئولوژی صهیونیسم به عنوان برداشت خاصی از یهودیت دارای جنبه های بسیار پیچیده ایست. صهیونیسم یک جنبش قومیگرا، و سیاسی است که خواستار بازگشت همه ی یهودیان به سرزمین مادری آنها میباشد. صهیونیسم صورت دنیوی و ملت پرستانه ای از یهودیت است که در اواخر قرن 19 پدید آمد این جنبش نام خود را از «کوه صهیون» در اورشلیم گرفته است ؛ که ظاهرا آرامگاه داوود نبی (ع) در آن قرار دارد . واژه صهیون به تدریج نماد سرزمین مقدس شد بنابر نظر صهیونیست ها، یهودیان خارج از این سرزمین، در تبعید زندگی می کنند و زندگی کامل فقط در آنجا ممکن است .صهیونیسم باوری بر خلاف یهودیت ارتودکس است که امکان بازگشت به سرزمین موعود را قبل از آمدن مسیح اسراییل را غیر ممکن می داند.صهیونیستها همواره بازگشت خود به سرزمین اسراییل را با بازگشت بنی اسراییل در عهد موسی(ع) و یوشع بر مبنای وعده الهی با ابراهیم(ع) مقایسه می کنند. این فهم سیاسی از عهد عتیق باعث می شود توجهات به برخی فرازهای عهد عتیق(تورات تحریف شده از نگاه ما مسلمانان و برخی کتب دیگر انبیای بنی اسراییل) بیشتر شود و از آن مستمسک برای کردارهای ناپسند سیاسی صهیونیستها پدید آید.این فرازها در طول نظام تحصیلی کودکان اسراییلی –همان سربازها و شهرک نشین های اسراییلی بعدی-بارها مورد تاکید قرار می گیرد.در نظام تحصیلی ابتدایی و متوسطه اسراییل دروس کتاب مقدس با تاکید بر فرازهای ذیل بسیار مورد توجه است: در سفر پیدایش آمده است:آن روز خداوند با ابراهیم عهد بست و فرمود:من این سرزمین را از مرز مصر تا رود فرات به نسل تو می بخشم یعنی سرزمین اقوام قینی،قِنِزّی، قَدمونی، حیتّی، فِرزّی، رِفایی، اَموری،کنعانی، جِرجاشی و یِبوسی(سفر پیدایش-15-17).لذا مردم غزه از نگاه یهوه نباید در این منطقه زندگی کنند و یهوه این زمین را به فرزندان ابراهیم و سپس اسحاق بخشیده است!این اصل یکی از اصول مهم اندیشه صهیونیستی است که قلمرو خود را این گونه تعریف می نماید.در تعلیم و تربیت صهیونیستی بر این اصل بسیار تاکید می شود. در روایتهای توراتی پس از وفات حضرت موسی ،یوشع بن نون عهده دار رهبری بنی اسراییل می شود.آنان پس از نجات از سرگردانی در صحرای سینا به رهبری یوشع به دروازه های فلسطین(کنعان)می رسند و می خواهند اریحا یکی از شهرهای آن را به تصرف خود درآورند.شاید خواندن خود متن سفر یوشع از عهد عتیق برای شما جالب توجه باشد:
16 روز از حمله اسراییل به غزه می گذرد.شدت حمله زمینی افزون شده و نبرد خانه به خانه ادامه دارد.شدت توحش و خشونت استفاده شده در این جنگ به حدی است که افکار عمومی ایران را به حالت شدیدی تحت تاثیر قرار داده است.تظاهرات های دانشجویی ،تحصنها و میل به کمک مادی و حتی جانی میان عامه به مردم غزه بسیار در این روزها دیده می شود.در ایام تاسوعا و عاشورا به صورت خودجوش دعا برای مردم غزه در تکایا و هیاتهای مذهبی خوانده شد. حال ممکن است این سوال برای مخاطبان جوان پدید آید که با توجه به این که از نظر فقه سیاسی در حال حاضر ایران ام القری جهان اسلام بوده و بر مبنای آموزه های ایدئولوژیک انقلاب اسلامی ،ما نسبت به برادران دینی تحت ستم خود دارای وظایفی هستیم، چرا ایران در مساله غزه وارد درگیری نظامی با اسراییل نمی شود؟ چرا از سوی ایران ،کمک نظامی جهت خلاصی مردم غزه داده نمی شود؟ آیا حداقل امکان اعزام نیروهای مردمی به غزه و جود ندارد؟ در پاسخ به این سوالات باید به درک شرایط منطقه ای،برنامه ها و طرحهای رژیم صهیونیستی پرداخت و با توجه به این مسائل تجزیه و تحلیل کرد: در علم سیاست کرسی بسیار مهمی به نام مطالعات جنگ وجود دارد.در مطالعات جنگ ،جنگ ها به انواع متفاوتی تقسیم می شوند که می توان به جنگهای نیابتی در برابر جنگهای رودر رو اشاره کرد.در جنگهای رودر رو دو طرف منازعه روبروی هم به صورت مستقیم همارایی می کنند.اما در جنگهای نیابتی طرف اول، طرف مقابل را نه تنها برای صرف منازعه با خود او بلکه به علت منازعه و مخاصمه با طرف ثالث وارد درگیری می نماید.در واقع یک طرف جنگ به نیابت از طرف ثالث وارد صحنه منازعه شده است.برخی استراتژیستهای غربی و اسراییلی جنگ اسراییل و حماس را نوعی جنگ نیابتی بین ایران و اسراییل می دانند.فی المثل یوشکا فیشر وزیر امور خارجه سابق آلمان بر این عقیده است که رویارویی حماس و اسراییل جنگ دوم ایران و اسراییل است و جنگ اول ایران و اسراییل در زمان جنگ 33 روزه شکل گرفت. هم چنین یوسی كلین هالوی از اعضای انستیتو مطالعات استراتژیك اندلسون در اورشلیم و مایكل بی اورن از اعضای مركز شلیم در اورشلیم در گزارشی كه روزنامه لس آنجلس تایمز منتشر كرده، معتقدند، جنگ غزه بیش از آن كه جنگ اسراییل و حماس باشد، جنگ اسراییل با ایران است. آنها می نویسند: اما در نگاهی كلی تر به ماهیت این تقابل، باید دانست كه حماس مانند حزب الله لبنان تنها یكی از اهرمهای دشمن واقعی اسراییل است: ایران؛ و عملیات كنونی اسراییل علیه حماس نیز شانسی منحصر به فرد برای این كشور برای شكست استراتژیك توسعه طلبی ایران است. از نگاه استراتژیستها اگر چه اکنون به ظاهر جنگ میان اسراییل و حماس در جریان است ولی در حقیقت نبردی بین آمریکا ، انگلیس، اسراییل و برخی از کشور های عربی از جمله مصر ، عربستان ،اردن و دولت خودگردان فلسطین با نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه است . در تحلیل استراتژیستهای غربی و اسراییلی، ایران دارای دو بازوی قدرتمند و رادیکال یعنی حزب الله و حماس می باشد و برای کوتاه کردن نفوذ ایران باید این دو بازو قطع شوند . علت اتخاذ چنین راهبردی از سوی استراتژیستهای اسراییلی آن است که دولت اسراییل هزینه جنگ رو در رو با ایران را نمی پردازد و در عین حال از اقتدار،نفوذ و پرستیژ ایران در منطقه کاسته می شود. نکته دومی که مد نظر استراتژیستهای اسراییلی می باشد این است که در سناریوی خود برای تمام احتمالات راهکارهایی در نظر بگیرند.در صورتی که غزه به راحتی تسلیم شد و حماس سرنگون شد نوبت به حزب الله می رسد. روزنامه لبنانی الدیار در این زمینه می نویسد: اسراییلیها قصد دارند لبنان را علیرغم میل آن به جنگ بکشانند و این وسیلهای خواهد بود تا ایران را نیز به جنگ بزرگی زیر چتر آمریکا بکشانند. در این زمینه حتی پایان ریاست جمهوری جورج بوش نیز تاثیر چندانی نخواهد داشت چرا که باراک اوباما جانشین وی حکومت را در حالی در دست خواهد گرفت که منطقه خاورمیانه را جنگ در بر گرفته و بدین ترتیب رییسجمهور آمریکا وظیفه اداره جنگ را برعهده خواهد گرفت». در شرایط احساس خطر از سوی ایران و پس از این که ایران بخواهد وارد جنگ رودر رو شود به عنوان متجاوز شناخته شده و از لحاظ حقوق بین الملل محکوم می گردد.ضمنا با انگ و اهرم دخالت ایران در امور سایر کشورها زمینه برای اجماع بین المللی شدید علیه ایران به وجود می آید.ضمنا زمینه لازم و توجیه برای حمله به تاسیسات هسته ای ایران توسط ایالات متحده، ناتو و اسراییل فراهم می گردد. در این شرایط زمینه علیه جنگ تمام عیار علیه ایران فراهم گردیده و چون ایران در واقع آغاز کننده جنگ معرفی می گردد،اتحادی از کشورهای عربی وابسته،ناتو،ایالات متحده و اسراییل در برابر ایران صف آرایی خواهند کرد. از نگاه استراتژیستهای اسراییلی وضعیت پیش آمده در برابر ایران بازی باخت_باختی را برای ایران رقم خواهد زد .که هم حذف بازوهای اقتدار ایران در منطقه برای ایران نتایج خوبی ندارد و هم مقابله مستقیم ایران با اسراییل موجبات ایجاد یک جنگ تمام عیار و اجماع بین المللی علیه ایران می گردد. دربرابر راهبردهای بسیار شیطنت آمیز اسراییلیها و غربیها، باید ایران راهبردهای منطقی و مقابله آمیز در پیش بگیرد که به نظر می رسد آنها را مد نظر قرار داده است. در حال حاضر ورود مستقیم و تهاجمی به ماجرا نه تنها تضمین کننده امنیت ملی و منافع ملی ما نیست بلکه ممکن است باعث مشکلات شدیدتری گردد .با توجه به تحلیل انجام شده به نظر می رسد نباید وارد میدان بازی شد که قواعد آن توسط دشمن نوشته شده باشد.ورود ایران به جنگ تمام عیار خواسته صهیونیستها برای ضربه به تاسیسات هسته ای بدون هزینه سیاسی است. در مقابل ایران به هیچ وجه نباید دچار انفعال شده و جنگ نرم را به معنای رها کردن صحنه در نظر بگیرد..همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند: "به هرحال همه بدانند جمهوری اسلامی همانگونه که تاکنون از هیچ کمکی به مردم مظلوم فلسطین دریغ نکرده از این پس نیز هرکاری لازم باشد در این زمینه انجام خواهد داد." به نظر میرسد راهبرد جنگ نرم فعالانه بر آن است که ضمن رعایت اصول عزت حکمت و مصلحت ،بدون تحمیل هزینه به مردم ایران و ایجاد اختلال در اقتصاد و فرایند رشد و توسعه کشور، زمینه حفظ و توسعه قدرت ملی و حمایت از مستضعفین را توامان داشته باشد. در این راهبرد ضمن احتراز از درگیری مستقیم نظامی،جنگهای رسانه ای،جنگهای سایبر علیه دشمن و کمکهای اطلاعاتی اقتصادی به فلسطین و حمایتهای دیپلماتیک مد نظر قرار خواهد گرفت.جنگ نرم فعالانه این زمینه را فراهم می سازد که مثلث قدرت ملی، امنیت ملی و منافع ملی به صورت متوازن حفظ و توسعه یابند. سید حسین زرهانی گروه جامعه و سیاست
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که جنگ اسراییل علیه جنبش مقاومت اسلامی (حماس) در باریکه ی غزه ،موقعیت و محبوبیت این جنبش ودیگر جرایان های اسلامی را در میان توده های عرب که نسبت به عکس العمل ضعیف کشورهای عربی به شدت خشمگین هستند ،تقویت خواهد کرد . افزایش محبوبیت جریان های اسلامی به زیان جریان های ملی وپان عربیست خواهد بود . آقای ضیاء رشوان متخصص مصری در امور گروه های اسلامگرا می گوید : "ظاهرا حماس در حال حاضر در اوج محبوبیت قرار دارد ، و از سوی دیگر اسراییل تا کنون نه تنها نتوانسته به هدف های نظامی وسیاسی این جنگ دست یابد بلکه در جنگ تبلیغاتی نیز ناکام مانده است ". از آغاز جنگ اسراییل در تاریخ 27 دسامبر سال میلادی گذشته تاکنون 900 فلسطینی که 277 کودک در میان آنان وجود دارند کشته و حدود 3500 تن دیگر زخمی شده اند . عکس ها وتصاویری که رسانه های گروهی ، شبانه روز از غزه پخش می کنند نشان دهنده ی نبرد میان ارتش تا دندان مسلح به وسیله ی پیشرفته ترین جنگ افزارهای جهان با شبه نظامیانی است که تنها برای جنگ های خیابانی آموزش دیده و مسلح به موشک های ساده ای هستند , و افزون بر این تصاویر قربانیان غیر نظامی وبه ویژه کودکان را باید افزود ،ترکیب این صحنه با یکدیگر خشم توده های عرب را بر انگیخته است . رشوان تاکید دارد "این صحنه ها درطول پنج سال گذشته در اثنای بحران های بزرگ در منطقه تکرار شدند ". وی افزود ،جنگ غزه در به دنبال جنگ اسراییل علیه حزب الله لبنان در سال 2006 وپس از هجوم آمریکا به عراق در سال 2003 تکرار می شود ، وی همچنین اشاره کرد که این بحران ها باعث "عمیق تر شدن شکاف میان ملل عرب ورژیم های حاکم بر آنها شده است ". این تحلیلگر در ادامه خاطر نشان کرد "اسلامگرایان رهبری اپوزیسیون را در منطقه ی عربی در دست گرفته اند " و"افکار عمومی در حال گرایش به سوی آنان است " ودر مقابل جریان های دیگر همچنان در برابر آنان در حال عقب نشینی هستند . از سوی دیگر عبدالعزیز الصقر رئیس مركز پژوهش های خلیج که مقر آن در دبی است چنین نتیجه گیری کرد که "ستمکاری به سود گروه های اسلامگرا تمام خواهد وآنان زمام امور را برای دعوت به جهاد در دست خواهند گرفت ". وی با بیان این که "اعمال اسراییل در غزه نقش حماس را نزد توده های عرب تقویت خواهد کرد " افزود در عین حال باید اشاره نمود که بخشی از افکار عمومی ناپختگی سیاسی حماس را مورد انتقاد قرار می دهد . وی در سخنان خود خطاب به حکومت های کشورهای عربی گفت : منبع:دبی – العربیه .نت ، أ ف پ
تا فلسطینی هست فلسطین هم هست یادداشت حسین فخیمی برای غزه ؛ پس تا فلسطینی هست فلسطین هم هست پرفسور حسین فخیمی - مجسمهساز- طی یادداشتی از فجایع رژیم صهیونیستی در غزه سخن گفت. به گزارش بخش هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، در متن كامل یادداشت این هنرمند آمده است: «من فلسطینم، از تبار قدسیانم، در خاك پاك این دیار شرربار زاده شدهام. من ندای برآمده از نای فلسطینم. من به حكم قدس میغرم و این غرش را با عشق آمیختهام . من نه دیروزم و نه امروز و نه فردایم. من زاده این مكان و پرورده هر زمانم. راه من راه آزادی. دین من اسلام و رسانهام فریاد خشم ظالم سوز و ستم ستیز است. من زنده به عشقم؛ عشقی كه از حسین و حسینیان میراث یافتهام. پس عشق من نه عشق عالم خاك است كه ودیعه پروردگار آسمان و افلاك است. عشق من در واژه نمیگنجد كه جایگاهش در دل است. عشق من جود است و برآمده از ژرفای وجود و هر بار از خاكستر عشقم ققنوس دیگر زاید و همچنین است تا فلسطین و فلسطینی هست، بدان، هر دلی سیراب از عشق است. فریاد واعطشا نمیداند كه دریا و تشنگی بهم در نیاید و درجاییكه فریاد عشق آسمانش را پركرده است. از غرش توپ و تانك و از یورش وحشیانه اهریمنان دژخیم بیمی در دل ندارد. كسی كه زنده به عشق است ضرب شمشیر ننگ تگفیر را در او اثری نیست. ای پلیدی كه چشم طمع به خاك من دوختهای، خاك مطلق و زمینی معلق را اعتباری نیست كه خاك من به خون من عجین است و فلسطین و فلسطینی در هم آمیخته است پس تا فلسطینی هست، فلسطین هم هست. و روح و جان را از هم جدا نتوانی كردن. ترا زور و زر و تزویر در كار است و مرا عشق خدایی یار. سلاح تو زور است و سلاح من شور و غرور است و هنر. در كدامین رزمگاه بیعشق حاصل آید. شاید كه درنده خوئی و تیزچنگالی چند گاهی نه دراز، تو را دل خوش دارد. اما نیروی من صبر است و عشق . صبر من عشق میآفریند و عشق زاده صبر من است و دود مباد آن روز كه شعلههای سوزان عشق من هستیت را به نیستی ابدی بدل سازد. در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد »
ترجیع بند اکثر شعارهای مردم به جان آمده از ستم و طاغوت، " مرگ بر شاه" بود و می دانستند که " تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود" آنان با شعارهای متعددی نفرت از طاغوت را به نمایش می گذاشتند:
" مرگ بر این سلطنت پهلوی"
" توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد" "شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"
" ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است" " لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است"
" مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!" " گول نخورید نهضت ما اساسی است"
" نظام شاهنشاهی نابود باید گردد"
" زندگی مصرفی معادل بردگی است"
" نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست"
" شاه باید برگردد" " اعدام باید گردد"
" مرگ بر این سلطنت پر فریب"
" مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند"
مردم از سویی نفرت و انزجار خود را از استبداد و طاغوت به نمایش می گذاشتند و از سوی دیگر، اهداف متعالی خود را نیز به جهانیان اعلام می کردند، آنان با شعارهایی چون:
- "الله اکبر"
- "لا اله الا الله"
-" یا حسین!"
- "حسین جان، حسین جان!" "راهت ادامه دارد"
- "نهضت ما حسینیه" "رهبر ما خمینیه"
ماهیت دینی و مذهبی قیام خود را متجلی می کردند و حرف دل خود را چنین بیان می کردند:
" پرچم، پرچم، پرچم خونین قرآن" " در دست مجاهد مردان"
" تا خون مظلومان به جوش است" " آوای عاشورا به گوش است"
" هر کس که عدالت خواه است" " از عدل علی آگاه است"
" این منطق ثارالله است" " باید به هم یاری نمائیم"
" فتح اسلام در جهاد است" " فتح مسلمان در اتحاد است"
با صراحت و قاطعیت و اطمینان و ایمان کامل می گفتند:
" کار شاه تمام است" " خمینی امام است"
" استقلال و آزادی"
" جمهوری اسلامی "
" آخرین کلام است"
رهبری امام خمینی(س) برجسته ترین نقطه قیام مردم در سال 57 بود. او کانون توجه عموم مردم و محور حرکت چرخهای انقلاب بود و همه تنها گوش به فرمان او بودند و در مسیری حرکت می کردند که رهبر محبوبشان ترسیم می کرد. این مسئله در شعارهای پرشور مردم بخوبی نمایان بود که:
- "الله اکبر، خمینی رهبر"
- " تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست"
- "نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه"
- "ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی "
- "حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله"
یا
- "خمینی آزاده، پیام عالی داده " " که نهضت ما قطعی است"
" پیروزی ما حتمی است" " اگر نمایی تو استقامت"
" سکوت بیجا بود خیانت"
" برو تو ای بیگانه" " مگو دگر افسانه" " که رهبر ما باشد" " خمینی فرزانه" " بود به مهدی مرید و نایب" " شود بزودی امیر و غالب"
یا می گفتند:
" مجاهد بت شکن" " خمینی قهرمان" " فرموده است اینچنین" " به ملت مسلمان" " بهترین عبادت" " به نزد خداوند" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"
هر راهپیمایی نهایتا به درگیری با نیروهای تا بن دندان مسلح رژیم می انجامید و جوانان بسیاری چون لاله پرپر می شدند ولی هر گلی که پرپر می شد، گلی دیگر می شکفت و روزی دیگر و تظاهراتی دیگر در راه بود، مردم پیکر جوانان شهید خود را به دوش می گرفتند و دردمندانه می سرودند:
" ای شاه خائن آواره گردی" " خاک وطن را ویرانه کردی" " کشتی جوانان وطن، آه و واویلا" " کردی هزاران تن کفن ، آه و واویلا" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"
" ای شهید حق آیم به سویت" " بهشت موعود در پیش رویت"
" مادر ندیده روی تو، الله اکبر" " پدر نشسته سوگ تو، الله اکبر"
" مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"
" زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما"
یا می گفتند:
" خون گرفته ایران را " " قزوین و خراسان را" " کشتند جوانان را" " حامیان قرآن را" " مرگ بر این شاه، مرگ بر این شاه!"
با اینکه مزدوران سنگدل رژیم شاه، به امر فرماندهان خود رگبار مسلسل را بی محابا بر روی مردم بی سلاح می گشودند ولی ذره ای ترس از کشته شدن در دل پیر و جوان و زن و مرد نبود. خطاب به رهبر محبوب خود فریاد می زدند:
" خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم"
" از جان خود گذشتیم" " با خون خود نوشتیم"
" یا مرگ یا خمینی"
در برابر تفنگ دژخیمان سینه را سپر می کردند و با خشم انقلابی خطاب به آنان فریاد می زدند:
" می کشم، می کشم آنکه برادرم کشت"
" توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد" " حکومت نظامی دیگر ثمر ندارد"
" به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد"
" اگر به کشتار خلق ادامه دهد این شاه"
" جنگ مسلحانه به یاری روح الله" " سلطنت واژگون" " شاه را سرنگون" " مرگ بر شاه، مرگ بر شاه"
" توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد" " شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"
" وای اگر خمینی حکم جهادم دهد"
" ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد"
" رهبرا رهبرا! ما را مسلح کنید"
پاراچنار کجاست؟ همین جا! بغل گوش ما شهری در کشور همسایهمان یعنی پاکستان! مگر چه بر سرشان آمده که آن را مظلوم تر از غزه قلمداد کرده اند؟ در آنجا افراد شیعه را اسیر میگیرند و آنگاه آنان را مسله میکنند و آثار سینهزنی و زنجیرزنی را از بدن آنها با قساوتی به سبک عبیدالله بن زیاد و حجاج بن یوسف ثقفی از بدنشان جدا میکنند و دست و پایشان را با اره و ساتور قطع میکنند و چرا آنان را سر میبرند؟ آیا این اعمال یزیدی دلیلی جز بغض اهل بیت (علیهم السلام) دارد؟
چون که دل جای حسین است نه جای دگران با آب نام حسین قاب کنید با نام حسین یادی هم از آب کنید خواهید که سربلند و جاوید شوید تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید
خبرگزاري فارس: قيام امام حسين عليهالسلام و ياران با ايمان و وفادار ايشان در طول تاريخ همواره مورد توجه شخصيتهاي آزاديخواه و صاحب تفكر و انديشه بوده است و همواره منبع الهام بسياري از نام آوران جهان معاصر بوده است.
مرحوم سلطان الواعظين شيرازي در كتاب گرانقدر شبهاي پيشاور مينويسد: يكي از دانشمندان اهل سنّت از من پرسيد: «آخوند ملا محمد باقر مجلسي اصفهاني، كه از علماي بزرگ شماست. در بسياري از مجلدات «بحارالانوار» نقليّاتي دارد كه اصلاً با عقل جور در نميآيد؛ مثلاً از رسول خدا ـ صليالله عليه و آله ـ نقل ميكند كه فرمود: «حُبُّ عَلّيٍ حَسَنَةٌ لا يَضُرُّ مَعَها سَيِّئَةٌ» يعني دوستي با علي ـ عليهالسّلام ـ حسنهاي است كه هيچ گناهي به او ضرر نميرساند و يا در جاي ديگر از رسول خدا ـ صليالله عليه و آله ـ نقل ميكند كه آن حضرت فرمود: «مَنْ بَكي عَليَ الحُسَيْنِ وَ جَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ» و از اين قبيل اخبار در كتب شيعه بسيار ديده ميشود و اين احاديث سبب توليد فساد در امت است و لذا همين اخبار موجب جسارت شيعيان و لاابالي گري آنها در معاصي ميشود كه هر نوع معصيتي را مرتكب شوند به اميد اينكه چون علي ـ عليهالسّلام ـ را دوست ميدارند از آن معاصي ضرري نخواهند ديد و يا به خيال آنكه يك قطره اشك بر امام حسين ـ عليهالسّلام ـ گناهان ما را پاك ميكند و وارد بهشت ميشويم؛ آيا اين قبيل احاديث اثري جز شيوع فحشا و فساد دارد؟ چنانچه ما جماعت بسياري از شيعيان را ميشناسيم كه در تمام دورة سال غرق در معاصي هستند و فقط ايام عاشورا را مشغول عزاداري ميشوند و ميگويند «اين ده روز كه تمام شد در اثر عزاداري از گناه بيرون ميآييم و مانند روزي كه از مادر متولد شديم پاك ميشويم!»
داخلي. اجتماعي. همايش. امر به معروف. همدان معاون سياسي و امنيتي استاندار همدان گفت: مقاومت مردم غزه در برابر رژيم صهيونيستي الهام گرفته از قيام امام حسين (ع) است. "اكبر عابدي" روز شنبه در همايش آمران به معروف و ناهيان ازمنكر افزود: وي اضافه كرد: صهيونيستها ميخواهند كه مردم فلسطين برده آنان باشند اما اين مردم مظلوم با مقاومت و تحمل محاصره، قحطي و تهديد مقابل آنان ايستادهاند. وي با اشاره به خدمات ارزنده پس از انقلاب اسلامي گفت: پيروزي انقلاب اسلامي و موفقيتهاي ۳۰سال كشور همه نشات گرفته از انقلاب حسيني است. عابدي افزود: بزرگترين منكر زمان حاضر نظام زير سووال بردن دستاوردهاي ۳۰سال انقلاب توسط برخي از افراد ناآگاه و دشمنان نظام است و مردم بايد هوشيار باشند و اجازه اين گونه انحرافها را به كسي ندهند. وي گفت: انقلاب با عزت، استقلال و آزادي، دستاوردهاي بسياري براي كشور به ارمغان آورده كه بايد از آن محافظت كرد. عابدي با بيان اينكه امر به معروف بايد مقدم بر نهي از منكر باشد، افزود: در جامعه امروز امر به معروف مورد بيتوجهي و بيمهري قرار گرفته است. وي اضافه كرد: امام حسين (ع) براي اصلاح دين جدش و امر به معروف و نهي از منكر قيام كرد و در اين راه به شهادت رسيد. فرمانده سپاه ناحيه همدان نيز گفت: مردمي كردن فريضه الهي و نوراني امر به معروف و نهي از منكر يكي از دغدغههاي اين ستاد است. سرهنگ "علي رضايي" افزود: مقام معظم رهبري بر تذكر لساني امر به معروف و نهي از منكر تاكيد فراوان دارند كه بايد مورد توجه قرار گيرد. وي اضافه كرد: فريضه نوراني امر به معروف و نهي از منكر بايد به فرهنگ مردمي و عمومي تبديل شود تا در سالمسازي محيط جامعه نقش موثري داشته باشد. وي هدف از برگزاري اين همايش را توسعه تذكر لساني و مردمي كردن امر به معروف و نهي از منكر ذكر كرد. يكي از اساتيد حوزه و دانشگاه قم نيز گفت: استفاده از ابزار سالم در مسير كار، انتخاب روش مناسب، محتواي عقلاني و فكري و كسب رضايت خدا از عوامل موثر و تاثيرگذار در احياي فريضه امر به معروف و نهي از منكر است. حجتالاسلام "محمد شريفاني" با اشاره به قيام عاشورا افزود: رمز جاودانگي و ماندگاري امام حسين (ع) شهادت است كه از هر بياني تاثير گذارتر است. در اين همايش يك روزه حدود ۵۰۰نفر از فرهنگيان، كارشناسان تربيتي مدارس، خواهران بسيجي و بانوان شاغل در ادارهها شركت داشتند.
خبرگزاري فارس: يكي از مراجع عظام تقليد قم با محكوم كردن كشتار مردم بيدفاع غزه گفت: مسلمانان بايد براي مقابله با جنايات اسرائيل راه امام حسين(ع) را در پيش بگيرند.
حجت الاسلام علي عزيزي در حاشيه همايش شير خوراگان حسيني در گفت و گو با خبر نگار برنا در مشهد افزود: كسي كه حسيني است نمي تواند به اين جنايات بي تفاوت باشد. وي تعريف عزاداري را به معناي آرامش بخشيدن به انسان هاي غمگين و محزون دانست و گفت: اگر مي خواهيم غصه هاي دل امام حسين (ع) كاهش بايد، بايد در مسير عاشورايي حركت كنيم. حجت الاسلام عزيزي افزود: حركت بعدي برنامه ريزي براي جامعه عمل پوشيدن به اهداف شناسايي شده است.
هفت ختم از سيد بحرالعلوم قدس سره نقل شده كه فرمود: بعد از ((تهذيب اخلاق )) بختوم مشغول شدم و چهل شبانه روز به ختم ((يا الله )) مشغول شدم (66 بار هر نوبت ) و شروط ختم را از ((تقوى )) مراعات مى كردم . شب چهل ، شب عرفه بود در حرم مطهر حضرت امام حسين عليه السلام ، نزديك قبور شهدا شخصى آمد و سيبى به دست من داد و من آن سيب را بوئيدم ، بوى مشك و عنبر مى داد. نزديك بود بيهوش شوم ، بعدها دانستم آن چه دانسته ام از بركت آن سيب است . پس بايد ختم گيرنده ((تقوا)) را رعايت كند. هر كه بين نماز صبح و نافله اش سوره حمد را 41 مرتبه چهل روز بدون فاصله بخواند، خداوند حاجت او را برآورده مى كند هرچه كه باشد (البته حاجت شرعى ) حتى اگر بنيت اولاد باشد خدا اولاد روزى او مى كند. روز چهارشنبه بعد از دوركعت نماز حاجت به نيت بى نيازى و غنى و عزت ، چهل مرتبه سوره مباركه كوثر را بخواند، مال بسيار روزى او شود، انشاء الله . براى وسعت روزى در سه شب هر شب چهل مرتبه سوره مبارك قدر را قرائت كنيد
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسكين بولایه علی بن ابیطالب دریغا که خون حسین و اشک یتیمان و رعد صدای زینب، دل در تکاپو نیندازد و زنگار از قلب نزداید. هان، محرم آمد و صدای "هل من ناصر" حسین در صحرای کربلا نه که در تمام زوایای عالم پیچید. زهره در تکاپو آمد و کیهان را غیرت درگرفت. آیا یاوری هست؟ محرم جلوه عشق حضرت حق و رسیدن به مقام "راضیه مرضیه" است. حسین بن علی(ع) با لشکری از نور به قلب شب زد تا دلدادگی خود به حضرت دوست و دلسوزی برای اسلام عزیز را به تصویر کشد. اما هیهات که کاخ ظلم سربرافرازد و فرزند علی ساکت بماند. همان علی که اشک یتیم را تاب نمی آورد و بی مروتی را به نظاره نمی نشست. حسین همان علی است با یارانی با وفا و خاندانی از جان گذشته که رحل اقامت در مسلخ عشق دوست انداختند و جان شیرین برایش باختند. بی شک صدای مظلومیت حسین بن علی(ع) همیشه تاریخ در گوش جهانیان طنین افکن است و یزیدیان را به هراس می افکند. آنانکه به این صوت الهی لبیک گویند و ندای "یالیتنی کنت معکم" سردهند از تبار عاشورا خواهند بود.
غم حسين همان گونه انسان هاى مومن را عزادار و گريان مى نمايد، فرشتگان را نيز عزادار مى نمايد واجنه را كه مومن هستند نيز گريان مى نمايد حتى نظام هستى آسمان و زمين هم در مرگ حسين گريان مى شوند. رسول الله (ص ) پيش گويى نموده بودند در نزدام سلمه خاكى در درون شيشه نهاده ، فرمودند هر گاه اين خاك خونين شد، بدان حسين من به شهادت رسيده است ! ام سلمه عاشورا سال 61 در مدينه مشاهده كرد خاك خونين شده است . سيوطى از علماء اهل سنت مى نويسد مظلوميت حسين ان مقدار دلخراش است كه قلب تحمل بيان ان را ندارد و مى نويسد وقتى حسن كشته شد در بيت المقدس هر سنگى را از زمين مى كندند، زير آن خون تازه بود. از امام صادق عليه السلام نقل شده است ، چهار هزار فرشته در كنار قبر حسين تا روز قيامت گريان و پريشانند. در روايت ديگر هفتاد هزار فرشته نقل شده است و هر كس بر مصيبت ما گريه كند و لو به مقدار بال مگس خداى سبحان گناهان وى را مى آمرزد. امام رضا عليه السلام به ريان بن شبيب فرمود اگر گريه كنى به حسين كه همانند گوسفند سر بريده شده گريه كن هر كس باندازه اى كه اشكش به گونه اش جارى شود بر حسين گريه كند گناهانش بخشوده مى شود . ترتيب مجالس عزا براى زنده نگه داشتن ياد و نام و راه حسين است . براى دميدن روح ايثار گرى و شهادت طلبى بر كالبد پيروان آن حضرت است و براى الهام و پيام گرفتن از راه حسين و شهيدان است . گريه اين است كه روايت مى فرمايد گريه كننده آرزوى راه و مقام آنها را مینمايد.
نام سيدالشهداء بر درب بهشت و عرش نقشه بسته است لا اله الا الله ، محمد حبيب الله ، على ولى الله ، فاطمة امة الله ، الحسن و الحسين صفوة الله ، على مبغضيهم لعنة الله . همانا حسين مشعل هدايت و كشتى نجات است . امام صادق عليه السلام فرمود: پيامبر اكرم فرمود: دوستى على در دل مؤ منين نهاده شده ، او را دوست ندارد جز مؤ من و دشمن ندارد جز منافق ، و همانا دوستى حسن و حسين در دل مؤ من و منافق و كافر نهاده شده ، و شما براى ايشان بدگوئى نمى بينى . در كامل الزيارات روايت كرده است كه پيامبر در حديثى فرمود: حسين ميوه دل من است ، او روشنى چشم من است ، او ريحانه من است . حضرت امير عليه السلام نيز مى فرمود: پدر و مادرم فداى حسين باد كه پشت كوفه كشته مى شود.
.
پرهيزكاران كسانى هستند كه به غيب ( آنچه از حس پوشيده و پنهان است ) ايمانمى آورند و نماز را بر پا مى دارند .روز عاشورا براى اداى نماز ظهر، پيشنهاد آتش بس از سوى حسين بن على عليه السلام عملا مورد موافقت قرار نگرفت و آن حضرت بدون توجه به تيرباران دشمن در بيرون خيمه ها و در مقابل صفوف اهل كوفه ، به نماز ايستاد و چند تن از ياران با وفايش از جمله سعيد بن عبدالله و عمروبن قرظه كعبى در پيش روى آن حضرت ايستادند و سينه خود را سپر كردند و در اثر تيرهايى كه به سرو سينه آنان اصابت نمود، پس از نماز به روى خاك افتادند و به شهادت رسيدند. سعيد، پس از نماز آن حضرت كه با ضعف شديد و با پيكر خون آلود افتاده بود، چشمش را باز كرد و امام را در كنارش ديد كه در روى زمين نشسته و خاك و خون از صورت وى پاك مى كنند، در مقابل اين محبت امام عليه السلام كه سر از پا نمى شناخت ، چنين عرض كرد: اوفيت يا ابن رسول الله صل الله عليه و آله وسلم ؛ اى فرزند رسول خدا! آيا من وظيفه خود را به نيكى انجام دادم ؟ امام عليه السلام هم در پاسخ وى فرمود: آرى تو پيش از من در بهشت (برين ) هستى .
واقعه غدیر حادثه ای تاریخی نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یك سرزمین نیست. یك تفكر است، نشانه و رمزی است كه از تداوم خط نبوّت حكایت می كند. غدیر نقطه تلاقی كاروان رسالت با طلایه داران امامت است.
مفهوم عيد هيجدهم ذي الحجه روز غدير خم را مسلمين خصوصاً شيعيان عيد شمرده اند. لغويون عيد را از مشتقات ماده "ع و د" به معناي بازگشت مي دانند و در نوروز بازگشت حيات را به پيكر سرد گرامي مي دارند، حياتي كه در هجوم خزان به سردي مي گرايد و در بيداد سرماي زمستان تا مرز نيستي پيش مي رود تا آنجا كه گويي هرگز نبوده است. در مقام تطبيق اين نكته با موازين مكتبي و مذهبي بايد گفت عيد آدمي بزرگداشت بازگشت حيات معنوي انسان است. در چنين باوري نوروز انسان روزي است كه وي به خويشتن باز گردد و گمشده اش را دريابد. مثلاً در ماه مبارك رمضان آدمي بعد از سي روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصي هاي وجودش را ذوب مي كند تا عبوديت ناب در آن تجلي كند و آنگاه عيد فطر است. پس عيد اسلامي بازگشت حيات است و تعيين آن بر عهده شرع اقدس. غدير بنا بر اين تفسير هر دو شرط را دارد يعني هم بازگشت به خويشتن است و هم از طرف شرع مشخص شده است. غدير بازگشت حيات دوباره اسلام است، علاوه اينكه عيد غدير تشريع هم شده است. در زير به نمونه هايي از رواياتي كه غدير را عيد شمرده اند اشاره مي شود :
|
About![]()
Home
|